سلامت روانی

  • 17 آبان 1395
  • 716
  • 0

سلامت روانی

  اولین ویژگی از سلامت روانی این است که انسان نزد خودش عزیز باشد و عزت نفس داشته باشد.                                                                                                                                                                                                                                    

      یعنی یکی از ویژگی های افرادی که سلامت روانی دارند، وقتی به خود می نگرند، خود را پست و خفیف نمی داند. این ویژگی به نظر بسیاری از روانشناسان مهم ترین عامل سلامتی روانی است. یکی از علایم فقدان عزت نفس این است که فرد هیچگاه در تنهایی با خودش مواجه نمی شود و می کوشد از تنهایی بگریزد. روانشناسان اخلاق معتقدند که هر چه انسان اخلاقی تر زندگی کند، عزت نفس بیشتری دارد. یعنی هر چه انسان خوب تر باشد، در چشم خودش عزیزتر و زیباتر می آید. انسان وقتی خوشی های گذشته را به یاد می آورد، حسرت و افسوس را موجب می شود، در حالی که یادآوری خوبی های زندگی شیرین است.

دومین مولفه سلامت روانی این است که انسان اینجایی و اکنونی زندگی کند.                                             

 در مورد بیشتر انسان ها تنها جسم شان در زمان حال زندگی می کند، در حالی که ذهن و روان شان در حال به سر نمی برد، بلکه ذهن شان مشغول برنامه های آینده یا خاطرات گذشته است. روانشناسان معتقدند که ذهن بیشتر انسان ها به طور میانگین از 16 ساعت بیداری، حتی یک ربع ساعت نیز معطوف به لحظه حال نیست و معمولامشغول گذشته یا آینده است. حسن زندگی اینجایی و اکنونی در این است که هرچه انسان بیشتر در حال زندگی کند، از لذاتی که در این مختصه زمانی و مکانی است بیشتر استفاده می کند و از رنج های این برهه زمانی و مکانی، کمتر رنج می برد. یعنی در حال زیستن پتانسیل لذت بردن ما را از زندگی افزایش می دهد و پتانسیل رنج بردن ما از زندگی را کاهش می دهد. به تعبیر دیگر اگر انسان می خواهد از آنچه حال به او عرضه می کند، باید ذهن و بدنش را همزمان کند. انسان اگر بتواند از گذشته و آینده فارغ شود، خوشی حتی در چهره اش نیز نمایان می شود. البته هیچ انسانی نمی تواند همواره در لحظه حال زندگی کند، اما باید در نظر داشته باشد که آشیانه او در لحظه حال است و باید در عین حال که به گذشته و آینده می رود، همواره در لحظه حال سکنی گزیند.

در «گفتارها» که کتاب اصلی کنفوسیوس حکیم و فرزانه بزرگ چین است، آمده است که امپراتور چین دستور داد که کنفوسیوس حکیم و فرزانه بزرگ چین را اعدام کنند. وقتی او را به زندان بردند روز پیش از اعدام از زندانبانش خواست که نزد او بیاید و زیبایی های بال پروانه یی را نگاه کند. زندانبان از این سخنان او متعجب شد و گفت دیگران شما را به فرزانگی می ستایند در حالی که شما روز قبل از اعدام به زیبایی های بال پروانه یی نگاه می کنی! کنفوسیوس در پاسخ گفت که البته آن سخنان را درباره من دیگران گفته اند، اما اگر این سخنان وجهی داشته به دلیل همین ویژگی است. زیرا اولامن اگر الان لذت ببرم یا نبرم، در هر صورت فردا صبح اعدام می شوم، بنابراین بهتر است که حالااز دیدن این پروانه لذت ببرم. اما دلیل دوم و مهم تر این است که اصلاچرا ما از اعدام می ترسیم؟ زیرا اعدام موجب مرگ می شود؟ چرا از مرگ می ترسیم؟ زیرا مرگ جلوی زندگی ما را می گیرد. چرا می خواهیم به زندگی ادامه دهیم؟ چون می خواهیم به لذت بردن ادامه دهیم. پس چرا من الان از دیدن یک پروانه لذت نبرم، در حالی که امپراطور چین می خواهد من از فردا لذت نبرم.

  اما این مولفه خوشی زندگی یعنی زندگی در حال چه نسبتی با خوبی زندگی دارد؟ ارتباطش آن است که اگر انسان در حال زندگی کند، اخلاقی زندگی می کند. برای مثال اگر فرد خاطرات بد دیگران را فراموش کند، دیگر به آنها بدی نمی کند و انتقامی در کار نمی آید یا به دیگران ظلمی نمی کند. اگر انسان گذشته را فراموش کند، حسد از میان می رود. همه کارهای غیراخلاقی انسان به این دلیل است که یا در گذشته به سر می برد یا به آینده فکر می کند

سومین ویژگی سلامت روان ،پذیرندگی خود است.                                                                                          

 انسان تا خودش را نپذیرد، سلامت روان ندارد و مدام خودش را ملامت می کند و خودش را نکوهش می کند. تا زمانی که انسان نتواند خودش را بپذیرد، هیچ کسی را نمی پذیرد. عفو، از عفو انسان نسبت به خودش آغاز می شود، یعنی انسان باید بتواند گذشته خودش را ببخشد. این به آن معنا نیست که انسان حساسیت خود را نسبت به گذشته از دست بدهد. پذیرش گذشته به آن معناست که انسان آن را انکار نکند. انسانی که گذشته اش را می پذیرد، خودش را دوست دارد. تفاوت پذیرش نفس با عزت نفس آن است که یک پله بالاتر از آن است. زیرا اگر فرد گذشته اش را نپذیرد، برای انکار آن کارهای دیگری می کند. اما کسی که خود را نمی پذیرد، آسایش روان ندارد، زیرا یا می کوشد گذشته خودش را پنهان کند یا گذشته دیگران را ناچیز جلوه دهد و تحقیر کند.

بزرگان هندو می گویند رمز اینکه ما بر در معبد گل نیلوفر در دست می گیریم این است که می خواهیم به خدا بگوییم که او که می تواند از منجلابی چنین عفن، گلی چنین زیبا فراهم کند، من هم می خواهم از گذشته ام به انسانی پاک و زیبا تبدیل شوم.

اما اهمیت این ویژگی و تاثیرش در خوبی این است که وقتی انسان خودش را می پذیرد، دیگر خودش را با دیگران مقایسه نمی کند. تا زمانی که انسان در عالم نظر و فکر خودش را با دیگر مقایسه می کند و در عالم عمل نیز با دیگران مسابقه می دهد، آرامش ندارد. وقتی انسان آرامش دارد که بساط مقایسه کردن خودش با دیگران در ذهن و مسابقه دادن با دیگران در عمل را تعطیل کند. انسان موفق کسی است که خودش را با خودش مقایسه می کند و با خودش مسابقه می دهد. اما برای اینکه انسان دچار سرزنش دیگران نشود، باید به ارزش داوری های دیگران اهمیت بی مورد ندهد

 

سلامت روانی

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh